<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۴۰۴ فروردین ۵, سه‌شنبه

۱۴۰۳ اسفند ۳۰, پنجشنبه

قدم‌های 
محتاط گربه، 
وسط سفره‌ی هفت‌سین


۱۴۰۳ اسفند ۱۵, چهارشنبه

a contemplation on nature contemplating

هر چهارشنبه صبح سوار قطار که می‌شم اول همه‌چیز تاریکه، ولی بعد یواش یواش روز شروع می‌شه و سایه‌ی سیاه درخت‌ها و سرمه‌ای دشت‌های برفی پیدا می‌شه. کم‌کم طیف رنگ ها روشن‌تر میشه و روز زمستونی در مینیمال ترین حالت خودش شروع می‌شه. توی این فصل برای ماه‌ها چند رنگ مختصر دنیا رو می‌سازن، سایه‌های سیاه و آبی توی پس‌زمینه‌ی سفید. امروز مه هم هست، یه لایه‌ی خاکستری رو همه‌ی منظره‌ها.
بعد، گاهی خورشید در میاد و یه رنگ دیگه اضافه می‌شه. هیچ وقت به قشنگی رنگ زرد آفتاب روی سفید برف دقت کردین؟ یا رنگ آبی روشنی که خورشید به سایه‌ها می‌ده؟
چه سعادتیه شاهد زمستون بودن.