<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۳۹۱ اردیبهشت ۹, شنبه


می خوام برم کوه شکار آهو ، تفنگ من کو لیلی جان تفنگ من کو
این آهنگه رو مامان من خیلی وقتا حین آشپزی ، ظرف شستن خلاصه همین جوری که تو خونه بود و کاراش رو میکرد میخوندش . آهنگه پر از تصویرهای قشنگه ، هی که بزرگتر شدم تصویرها عوض شدن ، اول فکر میکردم خواننده میخواد جدی تفنگ رو برداره و بره کوه تا آهو شکار کنه ، بعد به این نتیجه رسیدم  آهنگه از چیزی که میگه غمگین تره ، تفنگ واقعن برا شکار آهو نیست و الان باز فکر میکنم آهنگ همچین غمگینی هم نیست بله سر جهانبینی بنده رو میبینید در همین یک خط . با اینکه این آهنگ رو مامانم تو خونه میخوند ، من همیشه تصورم از لیلی جان خود مامان بود . امروز که میگشتم تو اینترنت دیدم کوروش یغمایی هم خوندتش ، با کلی آهنگ های خوب دیگه ، مثلن یک گلی سایه کمر و اینا ، همون کنار صفحه یوتوب پیشنهادشون میده .
یادم رفت اینو بگم  ، من خیلی ها از مادرها رو دیدم که این رو تو خونه میخونند ، حتا همین جا کلی از وبلاگ نویس ها ، کلی که نه ، اما حداقل سه تایی رو دیدم که وسط حرفهاشون گفته بودن داشتن اینو میخوندن ، خیلی جالبه ها  شما بهش فکر کنید

4 نظر:

Blogger الف.میم گفت...

اینم دیدی http://www.youtube.com/watch?v=QP_F4-Km1As

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹:۲۸  
Blogger Marjan گفت...

آره ، خیلی هم دوستش دارم اینو

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۷:۴۵  
Blogger Ugla گفت...

یادم میاد مدام از مامانم می پرسیدم شستــِت بنازُم ینی چی ؟ هی میگفتا ! دفه بعد ولی بازم میپرسیدم که هی بگه شستت بنازُم ینی فلان ینی فلان ... از آواش خوشم میومد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۷  
Blogger Marjan گفت...

میگم که مامان ها استاد خوندن این هستن

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۸  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی