آبی کبود
۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه
آبی کبود
پستهای قبل
- Wreckless Eric – Whole Wide World
- یه عصر زمستونی یا پاییزی هست ، من نشسته ام توی ک...
- Landon Pigg - Falling In Love At A Coffee S...
- خیارشور رو مامانم خودش درست میکرد ، توی ظرفهای...
- می خوام برم کوه شکار آهو ، تفنگ من کو لیلی جان ت...
- یه چند وقت دیگه بیست و دو سالم میشه . خودمم باورم...
- مامانم دائم ازم میپرسه که غذا چی میخورم ، چند رو...
- یه بچه ، حدود هفت هشت ساله داشت تو مکانیکی کار ...
- سر کوه بلند آمد عقابی نه هیچش ناله ای ، نه پی...
اشتراک در
نظرات [Atom]

2 نظر:
بعد اون صدا. اون صدایِ شعلهی گاز که یهو سکوت میشه و فقط این صدا میمونه... با این عکسی که گذاشتی فضایِ موجود کاملن معلوم شد. ای داد.
دقیقن صدای شعله ی گاز ، هرچند صدای بارون بیشتر میومد
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی