گاهی وقتا به این برف فکر میکنم. به این سرمای شدید. این پرندهها، سنجابها توی یخوو برف. قبل از اینکه اروپاییا بیان و آدماشونو بکشن همه با هم کنار هم بودن. بعد از اروپاییا ما اومدیم. ما هم آدمهامونو کشتن.
آبی کبود
۱۴۰۱ دی ۲۳, جمعه
آبی کبود
پستهای قبل
- مثل گربههایی که قبل از من توی این آپارتمان بودن ،...
- تب دارم. دو روزه دراز کشیدم و از پنجره بیرون رو تم...
- On the Move
- راز ، رمز
- روی پیشونیم چینهای ریز افتاده و نصفبیشتر موهای ج...
- آدم بزرگها وقتی توی دندونپزشکی میترسن ضعف میکنن،...
- And the reason comes on the common tongue of your ...
- ساعت یازده شب داشتم برا زنی که آبسهی لثهای داشت ...
- وقتی بچه بودم دیوونهی خون بودم. از کمد وسایل بابا...
- دنبال یه جایی بودم که بشه برا خیریه کار کرد. پیدا ...
اشتراک در
نظرات [Atom]
0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی