<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

فرزند غمگین و پدر مهربان بود

بابا که بیدار شد من داشتم همچنان آهنگ کوچه رو گوش می کردم و چشمم به جاده و مزرعه های گندمی بود که دروشده بودند و فقط کاه مونده بود.
ازم پرسید چی گوش می کنم ، این همه وقت؟
خواستم بگم داره می خونه : بابا فکر مائه ، بابا قهرمانه ، آره بابا قهرمانه .
گفتم : هیچی ، از همونایی که همیشه گوش می کنم .

1 نظر:

Blogger Unknown گفت...

منم خیلی اینو گوش دادم.می فهمم چی میگی.بابا قهرمانه.لینکیدمت

۱ دی ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۱  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی