<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه

درو باز می کنم.حیاط تاریک کمی روشن می شه.سه تا بچه گربه ی روی دیوار که خلوتشون به هم خورده ، شروع می کنند به دویدن روی آبچک آلومینیومی.صدای برخورد پنجه های کوچیکشون روی آبچک جالبه.مثل صدای بارش تگرگ می مونه توی یه روز ساکت.

1 نظر:

Blogger Unknown گفت...

cheghadr khoobe ke adam ghordrate shenavayi o tasavore to ro dashte bashe injoori mitoone az har chizi lezat bebare:)

۲۹ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲۵  

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی