<data:blog.pageTitle/>

آبی کبود

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

ما... در ایستگاه اتوبوس

به نظر من همه ی خانواده ، دوستان و آشنایانم سوار اتوبوسی هستند که من حدود یک سال و نیم پیش ازش پیاده شده ام.نشسته ام توی ایستگاه و بقیه رفته اند.تنها موجوداتی که احتمالا به خاطر سرعت زندگیشون با من توی ایستگاه باقی مونده اند گل و گیاه ها هستند.
این گل مریم رو اردیبهشت پارسال کاشتم.زیادی برای باغچه ی یه خونه فاخر و درخشان بود، برا همین بابا یه لوله ی پلاستیکی کنارش فرو برد تا از شکوهش کم کنه...کمی هم از باد حفظش کنه :)

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی